السيد حامد النقوي
541
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
پس لابد از اين اهتمام تمام ثابت گشت كه امرى را كه آن جناب در اين حال بيان فرموده أمرى است بس عظيم و جليل ، كه اختصاص بذات كرامت سمات جناب أمير المؤمنين عليه السّلام داشت ، و ايصال آن امر در قرب رحلت خود مىبايد فرمود ، و آن نيست جز خلافت و امامت . و ظاهر است كه اگر پادشاهى در سفرى بوده باشد و دفعة در ميان راه بدون انتظار وصول بدار المملكة در عين شدت حرارت و قيظ كه وقوف در آن وقت موجب زحمت شديد باشد ، همهء مصاحبين و اتباع خويش را كه نوبتشان بالوف رسيده باشد جمع كند ، و براى خطبه منبرى از كجاوهها سازد ، و بعد آن با وصف ايذان بقرب رحلت خود و بيان اولويت خود به تصرف ، اگر أمرى سهل را براى بعض اقارب خود ثابت كند ، كه همهء حاضرين آن را بكرات و مرات شنيده باشند ، و مثل آن براى كل حاضرين يا جل ايشان حاصل باشد ، بلكه براى جمعى از ايشان بهتر از آن ثابت و متحقق بود ، بلا شبهه اين معنى موجب استعجاب و استغراب اولى الالباب خواهد بود ، على الخصوص به نظر ترك اهتمام در بيان افضل و اختيار اهتمام در بيان مفضول . قوله : [ و نفهميدهاند كه افادهء دوستى شخصى در ضمن عموم چيزى ديگر است ، و ايجاب دوستى همان شخص بالخصوص امرى ديگر ] [ 1 ] أقول : همه حيرتم كه شاهصاحب نفهميدهاند كه ايجاب دوستى جناب أمير المؤمنين عليه السّلام بالخصوص بنابر مذهب سنيه كه آن جناب را مثل شيخين هم نمىدانند ، بلكه العياذ باللّه از عثمان هم پستتر گردانند ، كى اين قدر لائق اهتمام و اعتنا بوده باشد ، كه در اين حالت شدت حر
--> [ 1 ] تحفهء اثنا عشريه : 332 .